يادنامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز جليل صادقي‌فرد

 

نام پدر: غلامرضا                   محل و تاريخ تولد: استهبان 1324

سن: 41 سال                        تحصيلات: ششم ابتدايي

شغل: آزاد                            وضعيت تاهل:متأهل،شش فرزند

ارگان اعزام كننده: بسيج         تاريخ اولين اعزام: 9/8/60

مسؤوليت:فرمانده‌ي گروهان   تاريخ شهادت: 25/7/65     

محل شهادت: جزيره مجنون     محل دفن: شيراز

 

«اي خدا، اي نهايت آرزوهايم، اي زيباترين مطلوبم. اينك، با بالهاي تواضع به بارگاه تو بازگشته‌ام و پيشاني خشوع و خواري را بر بارگاه قدرتت نهاده‌ام، خدايا تو پناهم ده، تو مرا درياب »1

الهي عاشقان را درياب كه اين ناله‌ي جانسوز از دلي برخاسته كه روزها را با عطش فراق تو با سختي به سر آورده و بي‌تابي لحظه‌ها را با ناشكيبي سپري كرده است و آنچه كه بر آن مباهات ورزيده، افتخاري سربازي امام زمان(عج) بوده و به آن دل خوش داشته است.

«جليل» مردي بود از تبار شقايق‌هاي داغدار كه از نگاه همسرش، فردي مؤمن و متعهد بود كه نماز شب را ترك نمي‌كرد، به نماز جماعت علاقه‌مند بود و در مسجد به ديگران درس قرآن مي‌داد. پشتيبان ولايت فقيه بود و هميشه مي‌گفت: «كارها را براي رضاي خدا انجام دهيد.»

به مطالعه‌ي كتب مختلف عشق مي‌ورزيد و دست نوشته‌هاي زيادي از او در زمينه‌هاي مختلفي از جمله بعثت پيامبر، بسيج، راه وصال به خدا و غيره به جا مانده است. آنچه كه باعث ناراحتي شديد او مي‌شد، سهل‌انگاري و سبك شمردن نماز بود كه دائماً اين مسألـه را

به فرزندانش تذكر مي‌داد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با تشكيل بسيج مستضعفين، مخلصانه وارد اين نهاد مقدس شد، مسؤوليت‌هاي مختلفي را عهده‌دار گرديد، براي ايجاد امنيت شب و روز نداشت، در اعزام نيرو به جبهه از هيچ‌گونه تلاشي دريغ نورزيد و براي برپايي اهداف عالي حضرت امام(ره)، خود را وقف اسلام و انقلاب نمود.

جنگ تحميلي او را پروانه‌وار به دنبال شمع وجود عاشقان كشاند و راهي جبهه‌ها كرد. روزهاي زيادي در جبهه بود و به دفاع از ناموس وطن پرداخت تا سرانجام در «جزيره‌ي مجنون» در حالي كه گروهاني از رزمندگان را فرماندهي مي‌كرد به نداي «فَادْخُلي في عِبادي» لبيك گفت و در حريم «وَادْخُلي جَنّتي» به كمال هستي دست يافت.    


1. گزيده‌اي از دست نوشته‌هاي شهيد صادقي فرد