يادنامه

يادنامه‌اي از شهيد عزيز عليرضا صفائيان

 

نام پدر: ميرزا علي                محل و تاريخ تولد: ايج 1346

سن: 20 سال                        تحصيلات: اول راهنمايي

شغل: پاسدار                        وضعيت تأهل: مجرّد                     

ارگان اعزام كننده: سپاه        تاريخ اولين اعزام: 18/3/65                   

مسؤوليت: فرمانده‌ي دسته    حضور در جبهه: 408 روز        

تاريخ شهادت: 25/12/66       محل دفن: ايج

 

 

       ما با ديدنِ قطره قطره شدن شمع‌ها، دل‌هايمان هميشه شكسته است و اشك‌هايمان هميشه جاري.

      «عليرضا» شمعي بود كه وجودش در ره عشق آب شد و دم برنياورد؛ كسي كه به روزه گرفتن و خواندن نماز اول وقت مقيّد بود. كارش مهرورزي بود و بچه‌ها را دوست داشت و با آنان همبازي مي‌شد. وي فردي بود اهل كار و تلاش و بسيار منظم.

همسنگر «عليرضا» مي‌گويد1: «او بسيار بشّاش و شاداب بود و هميشه خنده بر لب داشت و رفتار و گفتارش به گونه‌اي بود كه باعث شادي ديگران مي‌شد.»

سن زيادي نداشت كه امام اذن ميدان داد و او به تبعيت از رهبر كبير، مدرسه را رها كرد وآهنگ رفتن نمود. بال‌هاي سپيد پرواز را گشود و به آنجا كه عشق معنا مي‌يافت رو كرد. دلير بود و مرد ميدان و همرزم سردار شهيد «حاج محمّد صالح». در راه اندازي «گردان حنين» به او دست ياري داد و فرماندهي يكي از دسته‌ها را به عهده
گرفت. دوست آن بزرگمرد مي‌گويد
1: « عليرضا در محاصره‌ي‌ نيروهاي عراقي و به دام انداختن آنها بسيار زيرك بود. اخلاص، فداكاري و رفتار خوش او بر كمتر كسي پوشيده است.» داراي افكار بلند و روحي بزرگ بود و لحنش صميمي و گفتارش دلنشين.

در عملياتهاي مختلفي حضور داشت و مردانه جنگيد و از نثار خون هراسي نداشت. مقاوم بود و چون كوه پا بر جا، تا سرانجام در «عمليات بيت المقدس 3» با سرخي خون خود، به جمع لاله‌ها پيوست تا در روز قيامت شرمنده‌ي لاله‌هاي باغ شهادت نباشد.


1.  يحيي كاظم زاده

1. حسين عبدي فرد